از جمله شاخص‌های بسترمناسب برای توسعه کارآفرینی شامل سبک رهبری، کار تیمی، حمایت کافی مدیران از افراد خلاق و نوآور، سیستم پاداش و تشویق مناسب کارکنان خلاق و ریسک پذیر است بنابراین برای ترویج روحیه کارآفرینی باید شرایط مناسبی در درون سازمان وجود داشته باشد. (زارع و همکاران،72:1386).
امروزه روشن شده است که اطلاعات و ارتباطات، دو قدرت مهم هستند. این دو، هم خود ارزش دارند و هم ارزش به‌وجود میآورند. فردی که از بازارهای مختلف و قیمت اجناس در آن بازارها اطلاع داشته باشد و یا از گذشته و آینده بازار باخبر باشد، میتواند تصمیمات بهتری برای رسیدن به سود بیشتر بگیرد.
اطلاعات علاوه‌ بر ارزش ذاتی، جنبه دیگری دارد که به دانش منتهی میشود و در مکانیزم تصمیمگیری و انجام بهتر آن اثر میگذارد. ارتباطات نیز مانند اطلاعات ارزشمند بوده و ارزش افزودهای متناسب با اندازه و نوع ارتباطات نصیب افراد میکند.
اطلاعات و ارتباطات، دو ابزار اساسی موردنیاز هر نوع فعالیت کارآفرینی هستند. کارآفرینی در انزوا و بدون حمایت نهادها، سازمانها و انسانها امکانپذیر نیست. کارآفرینی مستلزم کشف یک نیاز اجتماعی است.
کشف نیازهای اجتماعی به شناخت اجتماع، نیازهای آن و بافت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن وابسته است. در شناسایی نیاز هر فعالیت کارآفرینانه، ایدهپرداز یا تئوریسین باید در مورد محیط خود بینش و بصیرت داشته باشد و بداند در نقاط دیگری از دنیا چه راهحلهایی برای رفع نیاز، ارائه شده است. بنابراین، اطلاعات و دانش مانند ارتباطات از ملزومات هر فعالیت کارآفرینی است.
از اینرو، اولین نیازی که فراروی آنها قرار میگیرد، مراجعه به افرادی است که از دانش و مهارت کافی برای انجام چنین فعالیتهایی برخوردار باشند. طبیعی است که امروزه نمیتوان مؤسسهای را عاری از متخصصان فناوری اطلاعات یافت.
در این راستا پژوهش مورد نظر به دنبال آن است که ارتباط فناوری را با میزان کارآفرینی در کارکنان مدارس کرمانشاه را با استفاده از روش موسوم به همبستگی و از طریق پرسشنامه واکاوی کند و میزان کارآفرینی موجود را مشخص و تأثیر فناوری بر آن را سنجیده و راهکارهای لازم را ارائه دهد.
اهمیت و ضرورت پژوهش
به اعتقاد بسیاری از دانشمندان علوم رفتاری، سازمان ها وجه انکار ناپذیر دنیای نوین امروز را تشکیل می دهند، ماهیت جوامع توسط سازمان ها شکل گرفته و آن ها نیز به نوبه خود به وسیله دنیای پیرامون و روابط موجود در آن شکل می گیرند. گرچه سازمان ها به شکل های مختلف و برپایه هدف های گوناگون تاسیس و سازمان دهی می شوند، اما بدو ن تردید تمامی آنها بر پایه تلاش های روانی و جسمانی نیروی انسانی که ارکان اصلی آن به حساب می آید، اداره و هدایت می گردند (هومن، 1381).
استقرار شبکه های اطلاعاتی و ارتباطی موثر و توسعه مجاری ارتباطی و اطلاعاتی در میان واحدهای گوناگون سازمان از وظایف مهم مدیران است. برقراری ارتباط موثر با کارکنان، موجب آشنایی با نیاز ها و خواسته ها و درک بهتر انگیز ههای آنها می شود. اهمیت ارتباطات به حدی است که بخش عمده ای از اوقات کار مدیران و رهبران به خود اختصاص می دهد. حتی هنگامی که یک مدیر با دیگران مذاکره نمی کند، ممکن است به نوشتن یا انشای گزارشها، نامه ها و یادداشت ها بپردازد یا مشغول مطالعه اسناد و مدارک مکتوبی باشد که برای وی تنظیم شده اند.به طور کلی، به ندرت امکان دارد که یک مدیر عالی بتواند بدون ارتباط با دیگران مشغول کار باشد؛ حتی هنگامی که به تنهایی در اطاق خود مشغول تفکر است نیز ممکن است به دلیل برقراری یک ارتباط تلفنی یا حضوری، رشته افکارش گسسته شود.در واقع بندرت امکان دارد که مدیر اجرایی اندک زمانی را ب یوقفه کار کند. اهمیت ارتباطات مؤثر به دلیل است فراگرد ایجاد می کند که انجام وظایفی نظیر برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت، رهبری، و کنترل را برای مدیران تسهیل می کند و همچنین مدیران را در تحقق وظیفه هماهنگی و استفاده بهتر از زمان یاری می رساند (رضاییان، 1387).
فناوری اطلاعات به مثابه موتوری محرک درنظر گرفته شده است که ضمن به حرکت درآوردن چرخ های شغلی و استخدامی، سبب رشد و پویایی اقتصاد جامعه و ایجاد نوع جدیدی از اقتصاد می شود که اقتصاد دانش محور نامیده می شود. هدف از نگارش این تحقیق، مروری بر وضعیت فعلی در بازار کار فناوری اطلاعات و تأکید بر نقش کارگشای آن به عنوان یکی از راه حل ها ی معضل بیکاری و پیشرفت شغلی در جوامعی است که بخش عظیمی از جمعیت جوان آنها به رغم برخورداری از استعداد و انرژی کافی، همچنان از مشکل بیکاری رنج می برند (مایکل و والاین2، 2004، به نقل از احمدی و همکاران، 1391).
روانشناسان و نظریه پردازانی که در زمینه فناوری اطلاعات و کارآفرینی در مسیر ترقی شغلی روانشناسان و نظریه پردازانی که در زمینه فناوری اطلاعات و کارآفرینی در مسیر ترقی شغلی ماهر می شوند از این به بعد کار معمول و یکنواخت می شود و دیگر چیز جدیدی برای آموختن وجود ندارد. در این حالت فرد احساس درماندگی می کند و کار خود را ناخوشایندتر و کم ارزشتر می پندارد، این تجربه طبیعی سکون نام دارد (طالقانی، 1381، به نقل از احمدی و همکاران، 1391).
بنابراین منابع انسانی از ارزشمندترین سرمایه ها ی هر سازمان است. زیرا سایر عوامل مانند تکنونولوژی، سرمایه و… به نیروی انسانی است. علیرغم پیشرفتهای فنی وتکنیکی جدید هنوز هیچ عاملی نتوانسته جایگزین نیروی انسانی گردد و انسان به عنوان یک عامل کلیدی در سازمان مطرح است و مدیریت سازمان با توجه به این تکنه باید بکوشد تا این سرمایه را به درستی شناخته و توان و استعدادهای نهفته او را پرورش داده و به نحو موثری آن را در پیشبرد هد فهای سازمان بسیج کند ( الوانی، 1384).
کارکنان امروزی بیشتر از گذشته درباره زندگی کاری خود فکر می کنند و نگران هستند، آن ها شغل مطمئن، درازمدت و ارضاکننده می خواهند و مایلند در شغل خود رشد و توسعه پیدا کنند. از سوی دیگر کارمندان اغلب حرفه خود را با امید وانتظاراتی ویژه برای رسیدن به بالاترین سطح در سازمان شروع می کنند واکثر آن ها به پیشرفت خود، رسیدن به قدرت، کسب بالاترین مسئولیت ها و پاداش ها اهمیت می دهند (جیمز، 2005، به نقل از احمدی و همکاران، 1391).
اما متاسفانه کارمندان قبل از رسیدن به اهدافشان دچار سکون زدگی می شوند ( مایکل و والاین، 2004). امروزه روشن شده است که اطلاعات و ارتباطات، دو قدرت مهم هستند. این دو، هم خود ارزش دارند و هم ارزش به وجود می آورند. فردی که از بازارهای مختلف و قیمت اجناس در آن بازارها اطلاع داشته باشد و یا از گذشته و آینده بازار باخبر باشد، می تواند تصمیمات بهتری برای رسیدن به سود بیشتر بگیرد. اطلاعات علاوه بر ارزش ذاتی، جنبه دیگری که به دانش منتهی می شود و در مکانیزم تصمی مگیری و انجام بهتر آن اثر می گذارد. ارتباطات نیز مانند اطلاعات ارزشمند بوده و ارزش افزوده ای متناسب با اندازه و نوع ارتباطات نصیب افراد م یکند. اطلاعات و ارتباطات، دو ابزار اساسی مورد نیاز هر نوع فعالیت کارآفرینی هستند. کارآفرینی در انزوا و بدون حمایت نهادها، سازمان ها و انسان ها امکان پذیر نیست. کارآفرینی مستلزم کشف یک نیاز اجتماعی اقتصادی آن وابسته است. در شناسایی نیاز هر فعالیت کارآفرینانه، اید هپرداز یا تئوریسین باید در مورد محیط خود بینش و بصیرت داشته باشد و بداند در نقاط دیگری از دنیا چه راه حل هایی برای رفع نیاز، ارائه شده است. بنابراین، اطلاعات و دانش مانند ارتباطات از ملزومات هر فعالیت کارآفرینی است ( طالقانی، 1381، به نقل از احمدی و همکاران، 1391).
طبیعی است که امروزه نمی توان مؤسسه ای را عاری از متخصصان فناوری اطلاعات یافت. ورود رایانه و فناوری های مرتبط با آن به بازار کار و تجارت و کاربرد روزافزون تعاملات اینترنتی، سبب شده است تا بازاری دائمی برای متخصصان فناوری اطلاعات به وجود آید. بنابراین، فناوری اطلاعات به عنوان یک پدیده، به نوبه خود زمینه ساز کارآفرینی در حوزه های مختلف شده است (ساعتچی، 1376، به نقل از احمدی و همکاران، 1391). بنابراین از این دیدگاه ضرورت می‌یابد تا رابطه این دو متغیر مهم بررسی شود.
اهداف پژوهش:
هدف کلی این پژوهش عبارت است از: طراحی، تهیه و استاندارد سازی ( روایی و پایایی) ابزار اندازه گیری کاربرد فناوری در ارتقای روحیه ی کارآفرینی
ب) هدف‌های فرعی :هدف‌های ویژه پژوهش حاضر به صورت زیر می‌باشد:
طراحی، تهیه و استاندارد سازی ( روایی و پایایی) ابزار اندازه گیری کاربرد فناوری در هدف گذاری و ارتقای روحیه ی کارآفرینی .
طراحی، تهیه و استاندارد سازی ( روایی و پایایی) ابزار اندازه گیری کاربرد فناوری در تصمیم گیری و ارتقای روحیه ی کارآفرینی.
طراحی، تهیه و استاندارد سازی ( روایی و پایایی) ابزار اندازه گیری کاربرد فناوری در حل مشکلات و ارتقای روحیه ی کارآفرینی.
طراحی، تهیه و استاندارد سازی ( روایی و پایایی) ابزار اندازه گیری کاربرد فناوری در تغییر و تحول سازمانی و ارتقای روحیه ی کارآفرینی .
سوال‌ها و فرضیه های پژوهش
فرضیه‌های پژوهش:
فرضیه اصلی : بررسی طراحی، تهیه و استاندارد سازی ( روایی و پایایی) ابزار اندازه گیری کاربرد فناوری در ارتقای روحیه ی کارآفرینی.
فرضیه های فرعی
بررسی طراحی، تهیه و استاندارد سازی ( روایی و پایایی) ابزار اندازه گیری کاربرد فناوری در هدف گذاری و ارتقای روحیه ی کارآفرینی .
بررسی طراحی، تهیه و استاندارد سازی ( روایی و پایایی) ابزار اندازه گیری کاربرد فناوری در تصمیم گیری و ارتقای روحیه ی کارآفرینی.
بررسی طراحی، تهیه و استاندارد سازی ( روایی و پایایی) ابزار اندازه گیری کاربرد فناوری در حل مشکلات و ارتقای روحیه ی کارآفرینی.
بررسی طراحی، تهیه و استاندارد سازی ( روایی و پایایی) ابزار اندازه گیری کاربرد فناوری در تغییر و تحول سازمانی و ارتقای روحیه ی کارآفرینی .
اصطلاحات و متغیرهای پژوهش
کارآفرینی
تامپسون ( 2000) کارآفرینی را فرایندی می‌داند که در آن بتوان با استفاده از خلاقیت، عضو جدید را همراه با ارزش جدید با استفاده از زمان، منابع، ریسک و به کارگیری دیگر عوامل به وجود آورد.(ناهید،42:1388).
آریلا معتقد است که کارآفرینی سازمانی دارای سه بعد است که عبارتند از: نوآوری، توسعه محصولات، خدمات یا فرآیندهای جدید و ریسک پذیری(هادی‌زاده مقدم و رحیمی فیل آبادی،1384: 24). همچنین در این تعاریف برخی از ویژگیهایی که برای سازمان کارآفرین در نظرگرفته شده است عبارتند از توفیق طلبی، خلاقیت، نوآوری، ریسک پذیری و اعتماد به نفس بالا(تقی زاده و همکاران،1386: 160).
نوآوری
نوآوری های سازمانی عملی است به عنوان پیش شرط و تسهیل کننده استفاده بهینه از محصولات فنی و فرایند نوآوری جهت کسب موفقیت سازمان که بستگی به نوع و درجه ساختار سازمانی و فرآیندهایپاسخگویی به استفاده از این فن آوری جدید دارد. نوآوری های سازمانی عبارتست از ارائه منبع فوری مزیت رقابتی از سوی سازمان که تاثیر قابل توجهی بر عملکرد کسب و کار با توجه به بهره‌وری، زمان محلی، کیفیت و انعطاف پذیری دارد(آرمبروستر و همکاران، 2008: 645).
پیشگامی
پیشگامی میزان یا اندازه ای است که سازمانها در مواردی ، مانند حوزه‌های کلیدی تجاری، هنگام معرفی محصولات و خدمات، به کارگیری تکنولوژی‌ها و تکنیک‌های اداری سعی در رهبری رقبا دارند تا پیروی آنها؛ به عبارتی پیشگامی به تمایل مدیریت در افزایش رقابت اشاره دارد(عزیزی زیارت،1387).
ریسک پذیری
تلاش برای کسب پاداش بیشتر در برابر افزایش احتمال عدم دستیابی به آن نتایج یا حتی کسب نتایج منفی ناشی از شکست( روبرت و بروخاوس،1980). ریسک را می‌توان به پیگیری سریع فرصت‌ها، استفاده یا کاربرد سریع منابع و اقدامات جسورانه ربط داد؛ در حقیقت جسور بودن در پیگیری فرصت‌ها به عنوان ویژگی سطح شرکتی کارآفرینی مورد نظر قرار گرفته است(عزیزی زیارت،1387).
خودتجدیدی
خودتجدیدی فرآیند پیدا کردن جایگزین‌های مناسب برای رشد و ترقی است ، تعریف مجدد مدل کسب و کار در جهت رقابت، چالش‌های آن برای پیدا کردن، یافتن راه‌های مختلفی برای انجام آنچه سازمان در حال حاضر ندارد یا حق برگزیدن مدل کسب و کار متفاوت از رقبای خود است(زلیوایو و ورون[20]، 2007: 125).
رقابت تهاجمی
رقابت تهاجمی، تمایل سازمان در به چالش درآوردن یا رقابت کردن با رقبا تعریف شده است.کووین و سلوین چنین فرض می‌کنند که حالت کارآفرینی، در تمایل شرکت به رقابت تهاجمی با رقبای صنعتی منعکس شده است (کووین و سلوین،1991).

فصل دوم
مبانی نظری و ادبیات پژوهش
مقدمه
هدف از این بخش، بررسی پژوهش ها و مطالعاتی است که در زمینه مدیریت مشارکتی و کارآفرینی سازمانی انجام گرفته است. این قسمت از تحقیق خواننده را با کارها و زمینه های قبلی و همچنین با حیطه موضوع مورد مطالعه آشنا می سازد. این فصل به دو بخش تقسیم شده است در بخش اول به مطالعه مبانی نظری و تحقیق های انجام شده در رابطه با کارآفرینی سازمانی و در بخش دوم مبانی نظری و مطالعات و بررسی های انجام شده در رابطه با مدیریت مشارکتی ذکر می شود، در نهایت به جمع بندی فصل پرداخته می شود.
بررسی نظریه های پیرامون کارآفرینی
1-2-2-مفهوم و تعاریف کارآفرینی
درباره تعریف کارآفرینی و شخص کارآفرین و کارآفرینی سازمانی، تعاریف گوناگونی از سوی صاحب‌نظران ارائه شده است که با توجه به وسعت سیطره کارآفرینی در رشته ها و علوم مختلف، تنوع تعاریف نیز امری غیر قابل کنترل و ناگزیر است، درنتیجه ارائه تعریف کامل و جامعی که بتوان با ارائه آن، اجماع دیدگاه‌های صاحب‌نظران را جلب کرد، سخت و گاه غیر ممکن می‌نماید.
واژه کار آفرینی ابتدادر زبان فرانسه ابداع شد (کرباسی وهمکاران ،1381: 27 ،اعرابی ،1382 : 17) و از اصطلاح و کلمه فرانسوی Entreprendre به معنای “واسطه و دلال “و یا اصطلاح انگلیسی To undertake به معنای “متعهد شدن” اقتباس شده است (احمد پور داریانی ،1383 : 4) که در سال 1848 توسط استوارت میل3 به کارآفرینی4 در زبان انگلیسی ترجمه شد. در فارسی هم این اصطلاح ابتدا کار فرمایی و سپس کارآفرینی( در ایران به معنای کسی که زیر بار تعهد می رود) ترجمه شده که هر دو ترجمه خوبی از این واژه نیستند . به نظر می رسد بهتر بود که این واژه به “ارزش آفرین “ترجمه می‌شد ( احمد پور داریانی ، 1381 ).
سه دلیل مهم توجه به موضوع کارآفرینی عبارتند از تولید ثروت، توسعه تکنولوژی و اشتغال مولد. در موارد زیادی این مفهوم را به اشتباه صرفاَ معادل اشتغال زایی تعریف کرده اند. از اواخر دهه هفتاد در بسیاری از کشورهای پیشرفته به علت تغییر در ارزش‎ها و گرایش‎های جامعه و تغییرات جمعیت شناختی ، موجی از کسب و کارهای کوچک و افراد خود اشتغال به وجود آمدند به گونه ای که این موضوع باعث شده است تا مقوله کارآفرینی از جنبه های متعدد و بوسیله رشته های مختلف علمی نظیر اقتصاد ، مدیریت ، جامعه شناسی و روانشناسی مورد مطالعه قرار گیرد(هایتون5،2005: 25، به نقل از احمدی و همکاران، 1391).
پیتر دراکر (1985) کارآفرینی را به مفهوم جستجوی دائمی برای تغییر ، واکنشی در برابر آن و بهره برداری از آن به عنوان یک فرصت بیان می کند؛ از طرف دیگر شومپیتر ، به عنوان کسی که برای نخستین بار این مقوله را در نظریات خود به صورت علمی بیان کرد ، کار آفرینی را فرایند تخریب خلاق میداند ( هزار جریبی1384 :9).
چرچیل6درباره کارآفرینی با نگاه متفاوتی معتقد است : کارآفرینان باید بر حرکت ها و بهبودهای مستمری متمرکز شوند که به صورت مداوم در پی بهره برداری از ریسک‌ها و فرصت‌های قابل کنترل باشد (ناهید،42:1388).
کار آفرینی عبارتست از فرایند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصر فردی از منابع به منظور بهره گیری از فرصتها فرایندی است که منجر به ایجاد رضایتمندی و یا تقاضای جدید می گردد (احمد پور داریانی، 1384: 28).
احمد پورداریانی و عرفانیان(1386) معتقدند کارآفرین فردی است دارای ایده وفکر جدید که از طریق ایجاد یک کسب وکار و با بسیج منابع که با مخاطره ی مالی،اجتماعی و حیثیتی همراه است محصول یاخدمت جدید به بازار ارائه می دهد. در تعریف یاد شده چهار نکته وجود دارد:
1)کارآفرین دارای ایده و فکر جدید است.
2)کارآفرینی در پی ایجاد کسب و کار است ( نه تنها نوشتن طرح تجاری، جمع آوری منابع، تشکیل تیم و راه اندازی کسب و کار نیز برعهده اوست).
3)کارآفرین ریسک پذیر است. مخاطره هایی که کارآفرین تحمل می کند لزوماَ فقط ریسک مالی نبوده و گسترده تر از آن است.
4)کارآفرین محصول یا خدمت جدید به بازار ارئه می کند، یعنی کارآفرین باید نتیجه‎ی کار خود را در بازار ببیند.
2-2-2- تاریخچه کارآفرینی
اگر چه شروع کارآفرینی به سال‌های قبل از قرون وسطی برمیگردد ولی در قرون وسطی به کسانی که مسئول اجرای کارهای عمرانی بزرگ بودند، کارآفرین می‌گفتند، در قرن هفدهم کارآفرین به کسی اطلاق می‌شد که به منظور عرضه خدمات یا تهیه محصولات با دولت قرارداد می‌بست(عابدی،8:1384) .
ریچارد کانتیلون در سال 1730 یکی از نخستین نظریه‌ها را در مورد کارآفرینی عرضه کرد و به همین دلیل برخی او را بنیان گذار این واژه می‌دانند او کارآفرین را فردی می‌دانست که اهل ریسک باشد و بنا به مشاهداتش ریسک شامل حال بازرگانان، کشاورزان، صنعت‌گران و سایر مالکان می‌شد که به قیمت معلوم می‌خریدند و به قیمت نامعلوم می فروختند و از این رو در معرض خطر بودند(همان) .
در قرن هیجدهم به دنبال صنعتی شدن جوامع بین صاحب سرمایه و فردی که به سرمایه نیاز دارد تفاوت گذاشته شد. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بین مدیران و کارآفرینان تمایزی قایل نبودند. در اواسط قرن بیستم کارآفرین نوآور پایه ریزی شد در این دوران بین مدیر و کارآفرین تمایز ایجاد شد. در این دوران شومپیتر(1934) استاد دانشگاه هاروارد نقش مدیران و افرادی که کسب و کار ایجاد می‌نمایند را از کارآفرین جدا نمود. به زعم وی هر کدام از فعالیت‌های زیر کارآفرینی است: ارائه کالایی جدید؛ ارائه روشی در فرآیند تولید جدید؛ گشایشی بازاری تازه؛ یافتن منابع جدید و ایجاد هر گونه تشکیلات جدید در صنعت(هیسریچ و پیترز،1383).
3-2-2- تعریف کار آفرین
از وفتی که واژه کارآفرین در محافل علمی مطرح شده است، تعاریف متفاوتی از آن بر اساس دیدگاه‎های گوناگون ارائه شده است که عمده ترین آن‎ها عبارتند از :
مطابق دایره المعارف برتانیکا، کارآفرین شخصی است که کسب و کار ویا موسسه اقتصادی را سازماندهی و مدیریت کرده و خطرات ناشی از آنرا می پذیرد .
مطابق واژه نامه دانشگاهی وبستر ، کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی ، اداره و تقبل کند (اسکندانی ، 1379).
مطابق فرهنگ آریانپور ، کارآفرین به معنای متهور در اقدام به کارهای مهم و جسور ، بی باک ، دل به دریا زن و پیش قدم در تاسیس شرکت است ( کرباسی و همکاران1381 :27).
فرد کار آفرین کسی است که توانایی تشخیص و ارزیابی فرصت های کسب و کار رادارد و می تواند منابع لازم را جمع آوری کرده واز آنها بهره برداری نموده و عملیات مناسبی را برای رسیدن به موفقیت پی ریزی کند (مردیث1371 :1 ).
کار آفرین فردی است که دارای ایده و نظری نو و جدیدی است که از طریق فرایند تاسیس و ایجاد یک کسب وکار و قبول مخاطره ، محصول یا خدمات جدیدی را به جامعه خود معرفی می کند (احمد پور داریانی، 1381 :57).
1-3-2-2- صفات و ویژگی‌های کارآفرینان
در کتاب دایره المعارف کارآفرینی نوشته کنت ، سکستون و وسپر(1982) ویژگی‌های کارآفرینان به دو دسته ویژگی‌های شخصیتی و ویژگی‌های شخصی تقسم شده است؛ تحت عنوان ویژگی‌های شخصیتی انگیزه پیشرفت، منبع کنترل درونی و ریسک پذیری به عنوان مهم‌ترین ویژگی‌های کارآفرینان ذکر شده است و تحت عنوان ویژگی‌های شخصی، سن و نداشتن تحصیلات دانشگاهی بیان شده است(کنت و همکاران ، 1982به نقل از عابدی،1384 : 10).
مردیت، نلسون و نک شش ویژگی شخصیتی برای افراد کارآفرین به شرح زیر بیان می‌کنند:
1)خودباوری؛ 2) میل به نتیجه(انگیزه و پیشرفت)؛ 3)ریسک پذیری؛ 4) هدایت و رهبری؛ 5) خلاقیت و 6) آینده نگری (مردیت و همکاران، 1376).
احمدپور داریانی(1381) معتقد است مهم‌ترین ویژگی‌هایی که محققان از انواع ویژگی‌های شخصیتی کارآفرینان ارائه کرده اندبه شرح زیر است: 1)نیاز به توفیق و توفیق طلبی؛ 2) مرکز کنترل درونی؛ 3)ریسک پذیری؛ 4) نیاز به استقلال؛ 5) خلاقیت و 6) تحمل ابهام.
فرن هام (1994) نیز شش ویژگی را به عنوان ویژگی‌های مشترک کارآفرینان ذکر کرده است ؛ این ویژگی‌ها عبارتند از: 1)انگیزه پیشرفت؛ 2) مرکز کنترل درونی؛ 3) انجام ریسک درونی؛ 4) استقلال طلبی؛ 5) پرانرژی با انگیزه و متعهد بودن و 6) تحمل ابهام.
گراس نیز ده ویژگی را برای کارآفرینان ذکر کرده است که عبارتند از: 1)بهداشت جسمانی خوب؛ 2) توانایی ادراکی عالی؛ 3) اعتماد به نفس؛ 4) انگیزه و سائق قوی؛ 5) نیاز اساسی به کنترل و جهت دهی؛ 6)ریسک‌پذیری متوسط؛ 7)تفکر باز و کلی؛ 8)واقع گرایی زیاد؛ 9)مهارتهای بین فردی متوسط و 10) تعادل عاطفی مؤثر(عابدی،1384: 12).
همانطور که اشاره شد محققین و نویسندگان متفاوت ، ویژگیهای متفاوتی برای کارآفرینان ذکر کرده اند،که در زیر مواردی که در پژوهش مورد توجه قرار گرفته توضیح داده می شود:
1) مرکز کنترل درونی:
بر اساس نظریه منبع کنترل درونی راتر یک فرد ممکن است نتیجه یک حادثه را در کنترل یا خارج از کنترل خود ببیند، وقتی فردی معتقد باشد وقوع حادثه‌ای به شانس، عوامل خارجی و دیگران مربوط می شود از منبع کنترل بیرونی استفاده کرده است و اگر معتقد باشد که حادثه به رفتار و یا ویژگی های خودش مربوط است از منبع کنترل درونی استفاده کرده است(عابدی،1384: 14).
راتر معتقد بود که نیاز به پیشرفت با اعتقاد به منبع کنترل درونی رابطه دارد. فرضیه او این بود که افرادی که منبع کنترل درونی دارند پیشرفت گراتر از کسانی هستند که منبع کنترل بیرونی دارند. بسیاری که این فرضیه در بیساری از پژوهشها تأیید شده است. برلیو معتقد است که کارآفرینان موفق در قبال موفقیت هایشان مسئولیت شخصی احساس می کنندبه عبارتی کارآفرینان از منبع کنترل درونی برخوردارند(عابدی،1384: 15).
2) خلاقیت و نوآوری:
خلاقیت یعنی راه حل‌هایی که جدید، باکیفیت و مفید باشند.دو رویکرد مهم در زمینه توضیح و تبیین خلاقیت عبارتند از رویکرد گیلفورد و رویکرد استرنبرگ. رویکرد گیلفورد خلاقیت را معادل تولید واگرا می داند ولی استرنبرگ خلاقیت را محصول هوش ، دانش، انگیزش، محیط تشویق کننده، سبک تفکر مناسب و شخصیت به حساب می‌آورد. شومپیتر معتقد است که خلاقیت و نوآوری حاصل تلاشهای کارآفرینی است. هارپر در تعریف کارآفرینی ،آن را کیفیتی می‌داند که افراد را قادر می سازد تا یک فعالیت اقتصادی جدید را شروع و یا یک فعالیت اقتصادی موجود را با نوآوری و خلاقیت توسعه دهند(عابدی،1384 : 15). خلاقیت با کارآفرینی رابطه‌ای مستقیم و از اجزای اصلی و دستمایه ایجاد کارآفرینی هستند(ناهید،1388: 46).
4-2-2- انواع کارآفرینی
کارآفرینی فرآیندی است که در آن ایده و فکر جدید با بسیج منابع از طریق فرآیند ایجاد کسب و کار که توأم با مخاطره های مالی، اجتماعی و حیثیتی است ، محصول جدید به بازار عرضصه می شود؛ تا کنون طبقه بندی های مختلفی از کارآفرینی توسط محققان مختلف صورت گرفته است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:
* اسمیت براساس شخصیت ، زمینه های اجتماعی و رفتاری دو نوع کار آفرین را مورد شناسایی قرار داده است: 1- کارآفرینان افزار مند2- کارآفرینان فرصت طلب (ذبیحی و مقدسی 1385: 19).
* جانجا با توجه به میزان فعالیت کار آفرینی انواع مختلف کارآفرینی را به پنج دسته تقسیم می کند:1- کارآفرینی اجرایی 2- کارآفرینی فرصت طلبانه 3- کارآفرینی اکتسابی4 – کارآفرینی تکوینی5 – کارآفرینی ابتکاری (مقیمی، 1383: 16).
در ادبیات کارآفرینی انواع دیگری از کارآفرینی به چشم می خورد که در اینجا به عناوین برخی از آنها اشاره می شود:
1)- کارآفرینی پایدار؛ 2)- کارآفرینی اشتراکی؛ 3)- کارآفرینی محلی؛ 4)- کارآفرینی پاسخگو؛ 5)- کارآفرینی بین المللی؛ 6)- کارآفرینی اجتماعی؛ 7)- کارآفرینی تکنولوژیک( ذبیحی و مقدسی1385 :21).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

بطور کلی ادبیات کارآفرینی نشان می دهد که کارآفرینی در سه زمینه یا قالب ذیل شکل می گیرد:
الف -کارآفرینی فردی: کارآفرینی فردی فرایندی است که در آن فردی با اتکا به منابع مالی غالبا شخصی و متکی بر ویژگی های شخصیتی نظیر فعالیت ، ریسک پذیری و اهل عمل بودن اقدام به تاسیس یک کسب و کار جدید می نماید و آنرا تا رسیدن به موفقیت هدایت می کند.کار آفرین فردی نیز شخصی است که در مرکز فرایند کار آفرینی قرار دارد و مدیری است که فرایند را به جلو هدایت می کند. کار آفرینی فردی را کارآفرینی در قالب افراد ، کار آفرینی آزاد ، کار آفرینی شخصی ویا کار آفرینی مستقل نیز می گویند.
ب – کارآفرینی درون سازمانی: کار آفرینی درون سازمانی ،مسئولیت به ثمر رساندن یک خلق نوآورانه در درون سازمان است. به عبارت دیگر، کارآفرینی درون سازمانی فرآیندی است که در آن محصولات یا فرآیند‌های نو آوری شده از طریق ابقا و ایجاد فرهنگ کار آفرینانه در یک سازمان از قبل تأسیس شده به ظهور می‌رسند (کرباسی و همکاران 1381 : 3 ) .
ج – کارآفرینی سازمانی: کارآفرینی سازمانی به معنای اجرای فرایند کارآفرینی در داخل سازمان و با استفاده از خصوصیاتی همچون روحیه پشتکار، ریسک پذیری، خلاقیت و نوآوری می‌باشد که طی آن گروهی از افراد درون سازمان تبدیل به موتور توسعه آن می‌گردند. به عبارت دیگر، کارآفرینی شرکتی به مفهوم تعهد یک سازمان به ایجاد و مصرف محصولات جدید ، فرآیندهای تازه و نظام سازمانی نوین است (کرباسی و همکاران، 1381 : 31). شکل زیر انواع کارآفرینی را نشان می‌دهند:

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید